تو برو سفر سلامت

 

هوالحلیــــــم

پارسال همچین موقعی خانم رفته بود کربلا و امسال رفته مشهد، اونم با این دوتا وروجک

محمدصادق و محمدعلی

دلتنگی که جای خود داره گریه، اما دلشوره و استرس سفر هواییشون با هواپیماهای  مزخرف داخلی اذیتم می‌کنه. نگران

باید خودم رو به یه روانپزشک معرفی کنم با این اعصاب داغونم، نمیدونم .

 

×××××

گفتم حداقل 1 پست بذارم، خمس تعلق نگیره به این وبلاگ چشمک

  
نویسنده : سلمان ; ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ اسفند ،۱۳٩۱
تگ ها : مشهد ، دلتنگی

 

"وقتی تونیستی

دلم هزار راه می‌رود,

اما هیچکدام مرا به تو نمی‌رساند." (1)

زود برگرد

 

××××××××××××

چندمین روز از روزهای بدون تو ...

حساب روزها هم از دستم در رفته.

تو نباشی,

نه روز مهم است و نه شب, چه رسد به حساب و کتاب

××××××× ---------------- ×××××××

پ.ن:

(1) : نویسنده اش نمیدونم کیه. تو ف.بوک خوندم.

(2) :  اصلا فکر عرفانی و امام زمانی و .. نکنید. بانوی خانه, کربلاست.

 

 

  
نویسنده : سلمان ; ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ اسفند ،۱۳٩٠
تگ ها : دل تنگی ، بانو

غبار روبی

بعضی وقتها لازمه که برای گرفتن گرد و خاک هم که شده آدم به وبلاگ خودش سر بزنه !

مخصوصا وقتی که فیلتر شکن و VPN و ... هم برای رفتن تو فیس بوک نداشته باشی و کاملا بی هدف داری وبگردی میکنی !

***

بعد از 4 ماه خدمت مقدس سربازی، فهمیدم که معاف پزشکی هستم. بیخودی وقتم حروم شد. البته همین که آتلیه عکاسی پادگان رو راه انداختم برام تجربه خیلی خوبی بود و چه بسا تنها کار خیر عمرم مژه

 

***

یک تجربه :

تمام تبلیغات دروغ هستند مگر اینکه خلافش ثابت بشه.

مخصوصا شرکت حرامخور همراه اول و  وایمکس مبین نت. البته از قدیم گفته اند: الناس علی دین ملوکهم . وقتی گنده‌اشون با عوام‌فریبی و دروغ داره زندگی می‌کنه، از این‌ها که دیگه بعید نیست.

 

  
نویسنده : سلمان ; ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ آبان ،۱۳٩٠

احوالات یک وروجک 2 ساله

اول:

با پدر بزرگش رقته بود نون بخره. یک آقای چاق از نونوایی اومده بیرون.

محمد صادق یهو داد زد : کپل رفته نون خریده !

 

دوم:

دیدم گوشه ی کتابش رو پاره کرده، پرسیدم چی شده؟

جواب داد: کتابم رو کندیدم!

 

سوم:

داشت یه ورق کاغذ رو خط خطی می کرد. پرسیدم: چی می کشی بابایی ؟

گفت: بادکنک

گفتم: پس نخش کو؟

گفت: تو ماشین !

 

****************

سیزده روز از 12 ماه کم شده. خدمت سربازی رو میگم.

هر وقت یه اتفاقی میفته که کلاس به هم میریزه، نگاه ارشد بر میگرده رو من، اما چیزی نمیتونه بگه! آخه پیرمرد کلاس منم نیشخند

 

  
نویسنده : سلمان ; ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ اردیبهشت ،۱۳٩٠
تگ ها : کپل ، پیرمرد

از بس که جان ندارد ...

سه برادر بودند در یک قاب عکس

از قاب پایین آمدند، دست بابابزرگ را گرفتند و رفتند.

ما ماندیم و یک قاب عکس بزرگ و جای خالی بابابزرگ

 

******

محمد صادق با یک ظرف میوه، رفت کنار تخت خالی و زیر پتو دنبال بابابزرگ بود. عجب روضه ای بود کارهایش

 

 

  
نویسنده : سلمان ; ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٩
تگ ها :

کامی کازی میوه ای

در فراق تو، خرمالوهای یخچالمان، خودکشی کردند در دهان من


** پی نوشت: دو روز گذشت و پنج روز تا برگشت مادر و جوجه از سفر باقی مانده است

محمد صادق

  
نویسنده : سلمان ; ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٩

تمام هستی خداوند، پاداش خدیجه بود

همه ی دارایی اش را برای اسلام داد.

خدا هم، به پاداش،  همه چیزش را به خدیجه داد.

همه چیز خدا، فاطمه (سلام الله علیها) بود.

 

************

رحلت حضرت خدیجه (سلام الله علیها) تسلیت باد.

یک نکته ای که خیلی برام عجیب و ناراحت کننده است، دروغهایی است که برای سن حضرت خدیجه در هنگام ازدواج با پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله )  ذکر شده و در بین مردم جا افتاده است.

اگر به روایاتی که در مورد سن ایشون نقل شده، مراجعه کنیم ، می بینیم که اکثر آنها به نقل از عایشه (لعنت الله) است و جالب اینجاست که در این حکومت شیعه هنوز کسی جرات ایستادن در مقابل این تفکر غلط که اهل تسنن رایج کردند، رو نداره!

گفته می شود که ثروت خدیجه (سلام الله علیها) از شوهران قبلیش یوده !! و یا اینکه در 40 سالگی با پیامبر ازدواج کرده!  مگر میشه خانمی در اون زمان تا 40 سالگی چندین بار ازدواج کنه و بچه دار نشه! بعدش هم با پیامبر ازدواج کنه و بعد از به دنیا آمدن چندین بچه ( مانند زینب و ابراهیم ) که همه اشون فوت کردند، حضرت زهرا (سلام الله علیها) را به دنیا بیاورند ؟

نه بر اساس تاریخ درست در میاد و نه بر اساس عقل.

الهم العن اول ظالم، ظلم حق محمد و آل محمد

  
نویسنده : سلمان ; ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱ شهریور ،۱۳۸٩

آتلیه کودک

بالاخره طلسم شکسته شد. 

یه آتلیه شخصی دارم راه می اندازم. انشالله که تجربه ام بیشتر بشه تو این کار

فعلا هم یک مدل عشق عکس دارم که هر وقت بخوام با هر فیگوری حاضره بیاد عکس بندازه، البته به شرطی که بعد هر عکس تو دوربین عکسش رو ببینه و بگه : نی نی

 

 

محمد صادق

 

  
نویسنده : سلمان ; ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ امرداد ،۱۳۸٩

ذکر بر لب، سُبحه* بر کف، دل پر از شوق گنــــاه ..... یا, آیا فوتبال سکشوال است؟

چند سال پیش، برای وزارت صنایع، یک انیمیشن تبلیغاتی باید می‌زدم در مورد آینده نگاری تکنولوژی.

با یک چشم (تکرنگ سیاه و سفید بر روی یک صفحه سفید) شروع کردم که اول بسته بود با یک موسیقی خاصی باز می شد.

ایراد گرفتند.گفتند اینها چشمان نیکول کیدمنه! باید طرحت رو عوض کنی!

داشتم شاخ در می آوردم که چطوری همچین کشفی رو کردند؟

***********

چند ماه پیش، دیدم بعضی از بنرهای تبلیغاتی روزنامه "امروز" (وابسته به جناح دکتر قالیباف) را پاره کرده بودند.

پیگیر شدم ، دیدم آتشیست که از موسسه جناب مصباح یزدی به پا شده و یکی از حجج اسلام، تشخیص دادند که لوگوی این روزنامه، یک زن رقاصه رو در ذهن تداعی میکنه! 

حالا اینکه ایشون کجا رقص باله رو دیده بودند و چقدر ذهن پویایی داشتند که از این لوگو چنین برداشتی کردند بماند!

***********

چند ساعت قبل، مقاله ای رو خوندم تو سایت وزین و ارزشی "رجا نیـــوز" با عنوان "زیست جهان جنسی و مقوله‌ی حجاب" که قسمتی از اون رو اینجا میذارم، بقیه اش رو هم خودتون برید بخونید :

"   داخل کردن یک توپ درون یک سوراخ (دروازه) و لذت حاصل از این فعل. لایی زدن بازیکن مقابل به مثابه یک حریف جنسی و لذت حاصل از آن برای شخص فاعل(لایی زن) و خشم مفعول(لایی خور). فریادها و خوشحالی‌ها و حتی عصبایت‌های حاصل از برد یا باخت، همگی کنش‌هایی سکسشوآل هستند   "

البته بعضی قسمتهای مطلبش شاید صحیح باشه اما فکر کنم ایشون که از قضا دکترای فلسفه هم دارند، با این مقاله روی جناب مخملباف رو با اون فیلم " ... و فلسفه" اش سفید کرده.

***********

واقعا به این نتیجه می رسم که با چنین انسانهای متفکر که ذهن خلاق و پویای اینچنینی دارند، خانمها باید در پستوی اندرونی خانه ای هزار در، پنهان شوند!!

در حرف و همایش و سمیناهار و ... غصه حجاب ملت رو می خورند اما در عمل آن کار دیگر می کنند. 

خدا عاقبتمون رو ختم به خیر کنه.

------------------------------------------

یاد مهاجرانی به خیر، هر چقدر هم لیبرال بود، حداقل یه ذره مسلمون بود. اینها روی دولتهای قبلی رو هم سفید کردند با این کارهاشون

 

مشائی: باید "مکتب ایران" را معرفی کنیم نه "مکتب اسلام" را

 

-------------------------------

 

*پی نوشت :  

            سُبحه : تسبیح

 

  
نویسنده : سلمان ; ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ امرداد ،۱۳۸٩

زیــــــــــــارت

کدام یک زیباتر است ؟

جلوه ی گنبد زیبایت در سرخی عقیق انگشتری، هنگام قنوت

یا

تلالؤ طلایی ایوانت در سیاهی مردمک چشمان طفلی پاک و بازیگوش

 

نوای نقاره خانه ات می آید، دلم گرفت.

کی می شود، این نوای ملکوتی را به برکت طلوع خورشید زهرا (سلام الله علیها) از کعبه بشنویم؟

آیا روزی می رسد که یک بار و برای همیشه، دمیدن خورشید مهدوی از شرق و غروب هواهای نفسانی از غرب قلبم را، با نوای نقاره خانه ات جشن بگیرم ؟

 

یا معین الضعفا! اضعف ضعفا، خود را به در خانه ات کشانده، به امیـــد گوشه چشمی و شفایی

دستم بگیـــر یا ابالجواد (علیه السلام)

گفتــم به عاشقی که گــدایی چه سان کـنم ؟

گفتا برو، مترس، بگو یا ابالجواد (علیه السلام)

 

محمد صـــادق

  
نویسنده : سلمان ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٥ خرداد ،۱۳۸٩
تگ ها :

دیش احساسات ما تنظیم نیست

عیب کار از جعبه تقسیم نیست

سیم سیار دل ما، سیم نیست

 

این خدا و این هزاران طول موج

دیش احساسات ما تنظیم نیست

 

 

شاعر: نمیدانم

  
نویسنده : سلمان ; ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ اسفند ،۱۳۸۸
تگ ها : خدا ، ماهواره ، برق ، هویج

همون دشمن که دوست ماست

داشتم فیلم حادثه ای رو می دیدم که قلب رهبر انقلاب رو جریحه دار کرده بود.

حادثه ای که به نقل از گروه تفحص مجلس، به مراتب دردناکتر و فجیعتر از مورد مشابه آن در سال ٧٨ بود.

کـــوی دانشگاه

همانطور که در فیلم پیداست، نقش عوامل دشمن در این حادثه کاملا مشهوده.

کدوم دشمن؟

  • همون که شائبه تقلب در انتخابات رو مطرح کرد.
  • همون که ندا آقاسلطان رو کشت.
  • همون که 32 نفر از بسیجیان مخلص این مملکت، مثل سهراب اعرابی و محسن روح الامین و ....  رو در این 8 ماه کشت.
  • همون که روز عاشورا 4 نفر رو کشت تا قتلشون بیفته گردن دولت بی گناه و مظلوم ایران
  • همون که همیشه داره جلوی پیشرفتهای عظیم مملکت رو میگیره. (راستی از واکسن ایدز چه خبر؟)
  • همون که چهره پاک و معصوم نیروهای خدوم و زحمتکش نظام مانند مهندس رحیم مشایی و مرحوم کردان و ... رو مخدوش می کنه.
  • همون که جنایت می کنه و از جنایتش هم فیلم می گیره و در سایتهای مستهجنی مانند بی بی سی و فیس بوک میذاره. (چطوری فیلم داخلی نیروی انتظامی سر از انگلیس درآورده؟ الله عالم)

همون دشمنی که دوست ماست!

چرا دوست ماست ؟

چون اونایی که عکس امام رو پاره کردند و یا روز عاشورا سوت و کف زدند رو به طرفه العینی بازداشت و به مجازات رسوندند، اما قتلهای کهریزک و  حوادث کوی و مجتمع سبحان و  قتل ندا آقا سلطان و .... به زباله دان تاریخ پیوند خورد.

چون به مصالح نظام نیست که آدم دوست خودش رو رسوا کنه. حالا یه اشتباه کوچیک هم کرده دیگه. نه؟

**********

سیره حکومت امیرالمومنین که جور دیگه ای بود!

یا حجت ابن الحسن ......... ریشه ظلم رو برکن

  
نویسنده : سلمان ; ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ اسفند ،۱۳۸۸

259 روز لعنتـــی

٢۵٩ روز از آخرین مطلب این وبلاگ گذشت!

٢۵٩ روز مغزم پر شد از انواع دروغ، تهمت، ‌شبهه همراه با استدلال و منطق و برهان

٢۵٩ روز غم در کنار شادی

٢۵٩ روز استرس توام با آسایش

شدم جمع نقیضین انگار . قاطیِ قاطی

یکی از همکاران سازمان وبلاگش را نشانم داد، رفتم به ٨ سال قبل و اولین وبلاگی که در بلاگر داشتم. بعدش پرشین بلاگ و بلاگ اسکای

جمعهای وبلاگی => دوستیها و دعواهای وبلاگی => اردوهای وبلاگی => ازدواجهای وبلاگی

مشهد ، تنگه واشی ، پیتزا خوری قم جمکران،  مربای تاریخ مصرف گذشته نریمان ، آیدی مشترک یوسف و یاس (+ سوتیهای متعددم) ، کارت اینترنتی‌های داغون عمه،  قلیون کشی خونه پوریا ، کانکت شدنش عباس از فردوس با اکانت تهران !، لولک و بولک و ...

هر وقت بیکار بودیم یا حوصله امون سر رفته بود یا اصلا بدون دلیل و هوینجوری، خراب میشدیم خونه یوسف. آخه یوسف در جریان بود! (عجب جمله نغزی بود این جمله! نمیدونم کی برای ماله کشی روی سوتیهاش این جمله رو ابداع کرده بود!)

رنگمون ، رنگ خودمون بود، نه اون چیزی که الان بهمون تحمیل شده!( از بالا و پایین )

اصلا بی خیال گذشته! فرزند زمان خویشتن باش!

الان زمانه یه جور دیگه اس. بو بکش و ببین پول کجاست. خوشه نداری؟ سهام عدالت نگرفتی؟ عجب خری هستی! چرا فرم پر نکردی؟

به تو چه که رنگ سبز پرچمت رو  آبی میکنند! حتما چاپخونه مشکل داشته!

به تو چه که چیز میرِ اینوریها تو دهن اونوریها گیر کرده یا هاله نور اونوریها تو چشم اینوریها.

به تو چه که .....

به تو چه که .....

گفتم که. قاطی قاطیم.

:::::::‌  دلم هوای مشهد کرده :::::::::

  
نویسنده : سلمان ; ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ بهمن ،۱۳۸۸
تگ ها : چیز ، مربا ، قلیون ، کوفت

اگر میر حسین یار دجال است, شورای نگهبان ... ؟

چندین پیامک از جانب دوستان مشفق به دستم رسید به این مضمون :

امام علی (ع) :
غالب پیروان دجال در آن روزگار، شالی سبز بر سر و دوش دارند.
بحارالانوار، ج 13 ، ص 965

خنده ام گرفت از اینهمه رذالت و پستی. دینمان بازیچه سیاستمان شد.
اگر سیاست ما، اینگونه عین دیانتمان است که وای به حال آخرتمان.

وقتی امام جمعه تهران, از شدت شور و شوق ورود کاندیداهای مورد نظرشان در مجلس، اعلام می کند اسامی نمایندگان مجلس را امام زمان امضا کرده اند، و بعد از 2 سال، همین نمایندگان با دروغها و عوام فریبیهای ( فیلم ١ , فیلم ٢ , مثال ٣ ، مثال ۴  ، بقیه فیلمها ) رییس جمهوری که همه چیز را بدست در دست امام زمان ( فیلم) می بیند، به مشکل می خورند، تنها چیزی که فدا می شود دیانت ملت است.

وقتی یک نفر معلوم الحال، دور سر ریس جمهور هاله ایی از نور می بیند،( او نیز به سادگی تمام برای مرد بزرگی چون آقای جوادی آملی تعریف می کند ،فارغ از جواب بسیار زیبا و کنایه آمیز آقای جوادی آملی مبنی بر اینکه دروغ گفتن و فریب دادن به هر شکل ممکن در دین ما نهی شده است) سپس فیلم اصلی آن که هر تدوینگری می تواند بر درستی آن شهادت بدهد، تکذیب می شود هیچ انتظار دیگری نمی توان از این حکومت دینی داشت.

وقتی بنا بر آموزه های دینی، دست دادن با زن نامحرم حرام بوده و ارتکاب آن توسط یک روحانی مشهور، عواقب متعددی را در دادگاه ویژه روحانیت دارد، اما برای فیلم منتشر شده از ریس جمهور سابق (بر فرض صحت فیلم و کذب بودن تکذیبیه او) هیچگونه واکنشی نه تنها در این دادگاه که حتی در بین علما و مراجع در پی نداشت، چه نتیجه ایی می توان گرفت؟

غیر از اینست که در جاهایی بنا بر مصلحت، دین کنار می رود؟

و این همان مشکل است که دین ما دینی حکومتی شده است. هر جا صلاح بدانیم از آن خرج می کنیم و هر جا بخواهیم کنارش می گذاریم و با انواع تهمتها و دروغها رقیب را سلاخی می کنیم.


آخرین نمونه این تخریبها نیز همین پیامکها بود.


هیهات که خون بر دل مولا بکنیم .......... پشت ولی عصر ز غم تا بکنیم
با رای به موسوی و کروبی ها ............ تکرار خطای خاتمی را بکنیم

***************

قصه ی حق و تباهی تا قیامت پا به جاست .... قلب ما شکر الهی مملو از نور خداست

انتخابات دهم ای شیعیان صفین ماست ... شال سبز قاسطین، قرآن روی نیزه هاست


اگر رای دادن به کاندیدایی که مورد تایید شورای نگهبان بوده، مشاور رهبری و عضو مجمع تشخیص مصلحت یا رییس مجلس شورای اسلامی و ... بوده است، خون کردن دل امام زمان است، اگر اینان همان قاسطین زمان امیرالمومنین هستند، اگر طبق حدیث بحارالانوار، موسوی و طرفدارانش جزو یاران دجال هستند، پس رهبری که جلوی این دجال ها سکوت کرده و شورای نگهبانی که این یار دجال را تایید صلاحیت کرده در کجای قافیه قرار دارند؟

 خداعاقبتمان را به خیر کند.

 

  
نویسنده : سلمان ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ خرداد ،۱۳۸۸

حق گرفتنيست نه دادنی !!!! آره ؟

کارتون گربه سگ رو که ديديد ؟ همون موجودی که یه یه سرش سگه و اون یکی سرش هم گربه است !! یه تضاد فلسفی باحال داره .

یه قسمتش روی کشتی درب و داغونی رو نشون میداد که گربه کاپیتانش بود و سگ معاونش و دو تا حیوون بدبخت زیر دست اینا.

خلاصه این که اونقدر گربه ٬ اینا رو اذیت کرد که اینام شورش کردن و بعدشم از کشتی پرت شدند بیرون .

گربه موند و سگ . سگ هم نتونست طاقت بیاره و دعوا شد. در حین دعوا ٬ هوا هم طوفانی شد و کشتی داشت خراب می شد اما اینا حواسشون به دعوا و ریاستشون بود تا اینکه ....

تا اینکه هوا روشن شد و معلوم شد اینا توی استخر وسط میدون شهر٬ روی یه آشغال داشتند قایق سواری می کردند و اون دو تا زیر دست بدبخت که از قایق بیرون پرت شده بودند خودشون رو به خیابون رسوندند و آب حوض رو قطع کرده بودند و مردم هم دور استخر به حماقت این دو تا می خندیدند .

حالا اینا رو گفتن برای چی ؟

انتخابات شورای شهر و دعوای ریاست و پست و مقام و صف کشی و جناح بندی رزمنده ها و سپاهیان سابق و مدعیان خدمت به خلق حاضر هم برای خودش داستانيه.

اون یکی خواهرش رو میندازه وسط گود و این یکی معاونش رو .

اون یکی برای عوام فریبی٬ مونوریل رو عَلَم میکنه و  دانشگاه آزاد رو تهدید میکنه ٬ این يکی هم زیراب اونو توی سخنرانیهاش میزنه .

و مردم بدبخت هم زیر دست اینا ..... !!!

بقیه هم یا دارند افسوس میخورند به حال این قایق و دعوای سگ و گربه و یا تو دلشون می خندند ....

خدا همه امون رو عاقبت به خیر کنه .

بازم حاج علی فضلی که گفت من خدمت به مردم رو توی همین لباس خاکی ترجیح میدم به میز و صندلی سیاست .

و باز هم یاد اون جمله معروف تو آژانس شيشه ايی می افتم که رضا کيانيان به پرويز پرستويی گفت : چيه حاجی؟ نکنه تو هم از اونايی که فکر می کنی بعد از جنگ حقت رو خوردند و اومدی حقت رو بگيری!!

بله! آقايون اومدن حقشون رو بگيرن! اما با يه روش بهتر  .

************

( راستی! در مثل مناقشه نیست . بعدا نگيد تو به ارکان نظام توهين کردی ها ... )

  

نویسنده : سلمان ; ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ،۱۳۸٥
تگ ها :

← صفحه بعد