احوالات یک وروجک 2 ساله

اول:

با پدر بزرگش رقته بود نون بخره. یک آقای چاق از نونوایی اومده بیرون.

محمد صادق یهو داد زد : کپل رفته نون خریده !

 

دوم:

دیدم گوشه ی کتابش رو پاره کرده، پرسیدم چی شده؟

جواب داد: کتابم رو کندیدم!

 

سوم:

داشت یه ورق کاغذ رو خط خطی می کرد. پرسیدم: چی می کشی بابایی ؟

گفت: بادکنک

گفتم: پس نخش کو؟

گفت: تو ماشین !

 

****************

سیزده روز از 12 ماه کم شده. خدمت سربازی رو میگم.

هر وقت یه اتفاقی میفته که کلاس به هم میریزه، نگاه ارشد بر میگرده رو من، اما چیزی نمیتونه بگه! آخه پیرمرد کلاس منم نیشخند

 

/ 10 نظر / 21 بازدید
سمانه

آآآآآآآآخی....عمه قربون این بچه ی شیرین زبون بررررررره[ماچ][ماچ][ماچ] راستی واسه آپت باید توضیحاتی بدی مثلا: کپل: منظور شخصیت کپل تو مدرسه ی موشهاست! نخ بادکنک تو ماشینه:نخ بادکنک خودش تو ماشین باباش جامونده واسه همین همچین دلیلی آورده[نیشخند]

مامان هانیا

[قهقهه]وای چقدر پدربزرگش خندیده!!!این افعال جدیدبچه‌ها هم که می‌شه باهاش یه فرهنگ لغت نوشت! هانیا می‌خواد بگه پخته، می‌گه پزیده!!! قرارو هستیم!!![قلب]

فردوس

سلام. مگر اینکه یکی بیاد سر بزنه تا یادم بیفته باید آپدیت هم کرد ، ضمن اینکه پیرمردهای وبلاگ هم من و تو ایم که هنوز گهگاهی سرکی به این صفحه تاریخی!!! می زنیم بقیه که .... ولی وجداناً تو هم خدمت داری می کنی من هم خدمت کردم.. انصافه ؟ این کجا اون کجا ؟

سارا

ای جاااااان :))) دلم براش تنگ شده...

حـاج حمیـد

با سلام و عرض ادب و احترام خدمت آقا سلمان میـلاد بـا سعـادت و سـراسـر نـور امام العارفین،مولی الموحدین،امام المتقین ، اسدالله الغالب،یعسوب الدین ، قامع الکفار، حیدر کرار ، حضرت علی بن ابیطالب (ع) بر شما و تمامی شیعیـان جهـان مبارک بـاد انشالله بتوانیم همواره در زمره محبان و شیعیان واقعی آن حضرت باشیم . در این ایام سراسر نور به واسطه قدم پر خیر و برکت مولود کعبه ، بهترین ها را از درگه صاحب کعبه برایتان خواستارم یا علی مدد .... التماس دعا

حـاج حمیـد

پسر که ندارد نشان از پدر چو بیگانه خوانش ........ بچه به باباش میره دیگه مگه نهههههههههههههههههههههه !!!

یوسف

نمی خوای بنویسی از یه شبه سربازی رفتنت و پایان خدمتت؟ یه تشکری از اقا نمی خوای بری حضوری بکنی؟.... یادت نره گفتی اولین فرصت 10 روز می خوای بری... گرفتار زندگی نشی.... دیده بان برج مینو

عمه خانوم

خدا حفظش کنه ... یه موقعی میرسه که دیگه نمیتونی اینجوری خلاصه و مفید ازش تعریف کنی ..

کیمیا

تو داری به این نظام خدمت میکنی یا نظام به تو؟والا روی نظام رو با این خدمت کردنت کم کردی:) رفتی که به ما زنگ بزنی که ما بیایم خونتون.همیشه اینجوری قول میدی آره ؟